تبليغاتX
شهید دکتر مصطفی چمران
ارتباط با نويسنده گالري تصاوير در کلام ديگران زندگي نامه دستنوشته ها يادداشتهاي نويسنده
  نقاشيها اسناد کتابها صوت و فيلم  

 

 

 

هنوز باور ندارم که جمال من، مرده است

نريمان عزيزم، سلام گرم و دردآلود مرا بپذير. از لطف تو خيلى متشکرم. نوار و عکس ها رسيد. مرا به عوالمى فرو برد. میخواستم جوابى مفصل براى شما بنگارم که مرگ جمال مرا منقلب کرد و رشته افکارم را گسست راستش را بخواهى، يکسال و نيم پيش نامه اى براى تو نوشتم، بحث و تحليلى از اوضاع اين جا بود. ولى هيچگاه ختمش نکردم و هر وقت به نامه نيمه کاره نگاه مى کردم به ياد تو مى افتادم. روزگار، فراز و نشيب فراوان دارد. و گويى به جويندگان حق و حقيقت مقدر شده است که لذتشان در اشک و تکاملشان در تحمل شکنجه ها باشد. من در روزگار حيات خود جز حق نگفته ام، جز رضاى خدا و طريقه حقيقت راهى نرفته ام، دلى را نيازرده ام، به کسى ظلم نکرده ام -جز به خودم و نزديکترين کسانم. آن هم در راه حق- هميشه سعى داشته ام حتى مورى را آزار ندهم؛ هميشه سمبل مهر و وفا و فداکارى بوده ام ولى هميشه درد و رنج، قوت و غذايم بوده است

من هميشه خود را براى مرگ آماده کرده بودم. اما مرگ خودم، نه مرگ جمال مرگ جمال، براى من قابل هضم نيست و هنوز باور ندارم که جمال من، مرده است. و اين فرشته آسمانى، ديگر نخندد، ديگر ندود و ديگر در اطرافيانش روح و نشاط ندمد.

chamran

متأسفانه رنج من فقط جمال نيست هما نطور که در نوار خود ضبط کرده اى و حقيقت را با زبان بى زبانى بازگو کرده اى من همه آن ها را از - دست داد هام!

جمال را، سال پيش از دست داده بودم و براى من فقط يک آرزو بود. يک تخيل، يک اميد که شايد روزى تجلى کند و حيات پدر خويش را دنبال نمايد و وارث موجوديت و شخصيت پدرش باشد با اين حساب من همه را از دست داده ام و مرگ جمال، دردى اضافى بر آن درد دائمى قبلى است که مرا رنج مى داده و رنج مى دهد ما، اغلب خود را محور دنيا و مافيها فرض مى کنيم و فکر مى کنيم که همه دنيا به خاطر ما مى گردد، آسمان و زمين و ستارگان به خاطر خوش آمد ما، در سير و گردشند. فکر مى کنيم که آسمان در غم ما خواهد گريست و يا دل سنگ از درد ما آب خواهد شد، يا گردش ستارگان متوقف خواهد گشت اما بعد مى فهميم که در اين دنياى بزرگ ميليون ها انسان مثل ما آمده اند و رفته اند و هيچ تغييرى در گردش روزگار بوجود نيامده است اين ما هستيم که مغروريم و خود را بزرگ مى پنداريم ولى از کاهى کوچک هم، کمتريم که در اقيانوس هستى به دست

طوفا نهاى بلا و امواج متلاطم بالا و پايين مى رويم، بدون آن که از خود اختيارى داشته باشيم و يا قدرتى که مسير امواج را، يا حرکت خويش را تغيير دهيم با درک اين حقيقت بايد از مرکب غرور پياده شويم و طريقت رضا و تسليم را شيوه خود کنيم، دردها را بپذيريم، به لذات زودگذر غره نشويم، خود را ابدى فرض نکنيم و از آمال و آرزوهاى دور و دراز چشم بپوشيم را بپرستم و اين پرستش را در فلسفه وحدت، جزئى از - پروانه - من میخواستم عشق زن را با پرستش خداى يگانه مخلوط کنم......

انسان و خدا


ادامه مطلب
لينک


اگر پرستش غير از خدا مجاز بود ، علي را مي‌پرستيدم .

به خود اجازه نمي‌دهم که براي شناخت علي کلمه‌اي بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او و زندگي پرماجرايش را تجزيه و تحليل کنم .

شناخت علي فقط به قدرت عشق ميسر است و فقط عشق اجازه دارد به حريم علي نزديک شود .

من هم فقط به قلب سوخته‌ي خود اجازه مي‌دهم که از علي سخن بگويد و فقط به حرمت عشق جرأت مي‌کنم به علي نزديک شوم . اگر شعله‌ي عشق او در دلم زبانه نمي‌کشيد ، ابداً به ساحتش جسارت نمي‌کردم و نامش به زبان نمي‌راندم .

ولي چه کنم که سرتاپاي وجودم در آتش عشق او مي‌سوزد . هر وقت که نام او بر زبان مي‌رانم با ياد او بر دلم مي‌افتد ، به خود مي‌لرزم ، اشک از شمانم فرو مي‌چکد ، آتش دردناک و لذتبخشي وجودم را فرا مي‌گيرد ، در او محو مي‌شوم ، عاشقانه با او راز و نياز مي‌کنم ، و روحم آشفته وار علي علي مي‌گويد

آخر چگونه مي‌توان خداي بزرگ را پرستيد و به علي عاشق نشد ؟ چگونه ممکن است به خدا که کمال مطلق است چشم دوخت ولي کمال متعالي علي را نديده گرفت ؟ عشق به علي جزوي از پرستش خداست

 

قلبي حساس دارم که نوازش نسيم حيات آن را مي‌لرزاند ، زيبايي غروب و طلوع آفتاب ديوانه‌اش مي‌کند ، آسمان بلند پرستاره مستش مي‌نمايد . مرغ‌هاي هوا و ماهي‌هاي دريا جذبش مي‌کند ، کوه‌هاي بلند ، افق بي پايان و اقيانوس بي کران به ابديتش مي‌برد .

اين احساس مرموز قلبي ، مسحور عظمت و زيبايي عالم خلقت مي‌شود و مرا در مقابل خالق آن وادار به سجده مي‌کند همان احساس نيز تار و پود قلبم را به عشق علي به لرزه مي‌اندازد و مرا اين چنين شيفته و شيداي او مي‌کند .

عجب دارم اگر کساني قلب داشته باشند و زيبايي و عشق و انسانيت در آن‌ها اثر کند ، ولي در مقابل آن همه لطف و کمال و عشق و انسانيت علي شيفته نگردند مگر ممکن است اين همه لطف و عشق را فقط پديده‌اي مادي دانست ؟ آن احساس مرموز قلبي را که در وجود انسان‌ها موج مي‌زند ، چگونه مي‌توان با فرمول‌هاي خشک و بي روح مادي توجيه کرد ؟ روح علي در قالب ماده نمي‌گنجد و آن همه عشق و کمال نمي‌تواند از ماده‌ي سرد و بي جان بتراود .

هر که را ديده‌ام ، علي را دوست مي‌دارد و در مقابل عظمت و انسانيت او تعظيم مي‌کند . چرا اين قدر علي علي مي‌گوييم و دنبال او مي‌رويم ؟ چرا اين قدر شيفته علي هستيم ؟ چرا اين قدر در عشق او مي‌سوزيم ؟ زيرا همه‌ي ما مي‌خواهيم مثل علي باشيم ، دوست داريم که در عشق و کمال به درجه‌ي او برسيم ،‌خوش داريم در شجاعت ، در صبر ، در علم و تقوا ، در سخنوري ، در همه‌ي فضايل اخلاقي مثل او باشيم ؛ ولي مي‌دانيم که حد علي مافوق طاقت بشري است و براي ما به هيچ وجه ميسر نيست که به حد علي برسيم . لذا علي تبلور آرزوهاي انسان‌هاست که لااقل به صورت آرزو ، عطش دروني و قلبي ما را تسکين مي‌بخشد .

ما هزار گناه مي‌کنيم و از کمال بي نهايت بدوريم ؛ ولي هنگامي که تموج روح ما بر شهوات و خواسته‌هاي مادي مسلط مي‌گردد ، يکباره به سراغ علي مي‌رويم و تمام احساسات قلبي و آرزوهاي برآورده نشده‌ي خود را در او مجسم مي‌کنيم و با ذکر علي علي عشق خود را به کمال و حق و خواسته‌ي خود را براي مبارزه با جهل و فساد بيان مي‌کنيم . علي مظهر کمال و فداکاري و عشق و تمام ارزش‌هاي علي انسان است و با ذکر نام او به خدا نزديک مي‌شويم و از گناهان استغفار مي‌کنيم و به سوي کمال رهسپار مي‌شويم .

در پهنه‌ي زمان و مکان اگر بخواهم بگردم ، کسي را بيابم که رابطه‌ي من و او عشق باشد ، نه فقط الان ، نه فقط در يک نقطه ، در همه جا و همه وقت فقط علي را مي‌يابم که اين چنين به او عشق بورزم و رابطه‌ي من و او بر پاية عشق پاک باشد .

عشقي از تار و پور وجودم ،‌از اعماق روحم ، از معراجم ، از مرگم ، از حياتم ، براي علو روحم ، براي طيران به آسمان‌ها ، به علي پناه مي‌برم .

منبع:مجموعه زیباترین سروده هستی

لينک


شب قدر
امروز ١٩ رمضان يعنی روزی است که پيشوای عاليقدر بشريت در خون خودش غوطه میخورد. روزی است که مرا به ياد آن فداکاری ها،عظمت ها و بزرگواری های او می اندازد. از او خالصانه طلب همت می کنم، عاشقانه اشک، يعنی عصاره حيات خود را تقديمش می نمايم. به کوهساران پناه می برم تا در تنهايی، از پس هزارها فرسنگ و قرن ها سال با او راز و نياز کنم و عقده های دل خويش را بگشايم.

اوايل ﺑﻬار ١٩٦٠

-مجموعه انسان و خدا
لينک


انتظار سبز ترین عروج همراه با تو

می تواند مرا به اوج بام آسمان پرواز دهد

و تلالو نوید بخش صبح را به دل خسته ام ارزانی بخشد.

ای معنی بلند ترین آرزوهایم

به بلندای عروج بی کرانت بلندم کن.

لينک


اهداي اعضاي بدن پس از مرگ

اول وارد سایت http://www.iran-ehda.com می شوید.
دز بالای صفحه وارد لینک (( کارت اهدای عضو )) می شوید.
و چون اولین باری هست که عضو می شوید 

وارد لینک سبز (( عضو جدید )) می شوید.
ودر صفحه جدید مشخصات خود را وارد می کنید.
و بعد از حدود  1 ماه کارتتون بدستتون میرسه.
التماس دعا.

منبع :دایپیک

لينک


نهیب به مرگ
خدايا چه نعمت بزرگى به من عطا کرده اى که از مرگ ﻧﻬراسم و در مقابل ﺗﻬديد و تطميع کوته نظران و سفلگان به زانو درنيايم

روزگار عجيبى است، ترور و وحشت بر همه جا حکومت مى کند. به زور سرنيزه و گلوله انسان ها را تسليم اوامر و افکار خود مى کنند و مردم نيز، بوقلمون صفت در مقابل زور سجده مى کنند اما من، من دردمند، منى که مرگ برايم شيرين و جذابست، منى که هميشه به مرگ لبخند زده ام و هميشه به استقبالش شتافته ام، منى که در اين دنيا اميد و آرزويى ندارم و با مرگ چيزى از دست نمى دهم من در مقابل اين دون صفتان احساس قدرت و آرامش مى کنم و اينان، چه دشمنان و چه دوستان تعجب مى کنند که چطور ممکن است من اين طور جسورانه در مقابل طوفان حوادث قد علم  کنم و امواج سهمگين مرگ را بر جان بپذيرم و اين چنين آرام و مطمئن لبخند بزنم؟

جون ١٩٦٧

مجموعه انسان و خدا

لينک


خدایا !!

خدايا به تو پناه می برم.

خدايا به سوی تو می آيم.

خدايا بدبختم.

خدايا میسوزم.

خدايا قلبم در حال ترکيدن است.

خدايا رنج می برم.

خدايا جهان به نظرم تيره و تار شده است.

خدايا بيچاره شده ام.

خدايا عشق حتی عشق محبوب ترين کسانم مکدر شده است.

خدايا بدبختم.

خدايا، آسمان آمال و آرزوهايم تيره و کدر شده است، به تو پناه می برم و دست ياری به سوی تو دراز می کنم، تو کمکم کن، نجاتم ده، تسکينم بخش، به قلب دردمندم آرامش ده، جز تو کسی را ندارم و راستی جز تو کسی را ندارم. نمیتوانم )به( هيچکس اطمينان کنم، نمی توانم به امّيد هيچکس زنده بمانم. دلم از همه گرفته. از همه ناراحتم. از دنيا رنج می برم.

خسته ام، کوفته ام، پژمرده و دل مرده ام. با آ نکه همه مرا خوشبخت تصور می کنند. با آن که به سوی مهمترين مأموريتها میروم. با اينکه بايد شاد و خندان باشم. ولی چقدر افسرده و محزونم. حزن و اندوه قلبم را می فشرد حتی نمی توانم گريه کنم، آه بکشم. نزديک است خفه شوم.

خدايا به تو پناه می برم. تو نجاتم ده. تنها و تنها تويی که در چنين شرايطی می توانی کمکم کنی، من به سوی تو میآيم. من به کمک تو محتاجم و هيچ کس جز تو قادر نيست که گره مرا بگشايد.

١٠ می ١٩٦٥

مجموعه انسان و خدا

لينک


از ابتدای تبعید آدمی از بهشت ، زمین شاهد آمد و رفت مردمان بسیاری بود اما در این میان صدای تولد

عده ای خاص وقتی در گوش زمان می پیچید ، این غرور بود که دررگ های زمین جریان می یافت . زمین مسرور از خود می پرسید این بار چه کسی می آید و چگونه برایم اعتبار کسب می کند ؟

.

.

.

وقتی زمین سوگوار بر طبل غم می کوبد آسمان به سرخی می گراید ، مولکول های غم تمام فضا را غبار آلود می سازند ، گردبادی از التماس ماندن خود را بی هدف به هر سو می کشد و سر بر در و دیوار گیتی

 می کوبد ، در این زمان تمام کهکشان در می یابد که باز هم زمین در ماتم وداع با کسی است .

تو هم از آن کسی ها بودی که رفتنت پدیده ای شگرف را در طبیعت به وجود آورد که هیچ اقلیم شناسی توان بر شمردن علت های آن را نداشت .

لينک


 

شاید پرسیده شود چرا چمران رو انتخاب کردم!جواب اینست که هیچکس مثل او تا به حال آسمانی بودن رو اینگونه زیبا برایم نشان نداده بود
قصه عشق زپروانه بیاموز که این سوخته را جان شد و آواز نیامد


صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

لوگوهاي وبلاگ

 


آرشيو موضوعي
گالری تصاویر

جملات ناب

عقل و دل

کتابهای شهید چمران

صوت و فیلم

Screen saver

متافیزیک

قصه شمع

احساسات لطیف شهید چمران در خصوص دفاع از حیوانات

وصیت نامه شهید چمران

دانلود نرم افزار

موضوعات مختلف

ماجرای عروسی دکتر چمران

عشق زن

خدای علم

چمران از زبان دیگران

کتاب شناسی شهید چمران

دلنامه

زندگينامه شهيد دكتر مصطفي چمران

یادداشتهای علی

معرفی نویسنده وبلاگ

یادداشتهای نویسنده

مهدی موعود

آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

پيوندها
پایگاه شهید مطهری دانشکده تربیت معلم
پایگاه مقاومت بسیج شهید نعمت زاده
پایگاه اطلاع رسانی شهید کربلا
وبلاگ جوانان ایران
دیگر برای تو نیست که مینویسم
سادات شهداي زمين و آسمان
دخترم با تو سخن* می گویم
دنبال خدايى!؟بيا توو
کمترین محب امام زمان عج
نشريه ي فرهنگی* محراب
انجمن اسلامی -اشتهارد
علامه حسن زاده *آملی
سرزمین رویایی ام گوغر
محفل محببین الشهداء
بچه های گردان تخریب
مخزن المعارف والطائف
سنگر سازان بیسنگر
عاشق مشرق زمین
بی شیله پیله باخدا
فرشته ها می گریند
الکترونیک برای همه
وبلاگ یک نویسنده
وبلاگ دکتر چمران
مقاومت فلق
ایرانیان مقیم لبنان
شهر کوچک من
دختران باحجاب
مشق عاشقی
عرفان اسلامی
پرواز تا بیکرانها
قطره های آبی
محبان المهدی
شمیم انتظار
ترویج اسلام
علمدار صبح
جاده خاکی
مرداب خیال
METALLER
پروانه شب
سوخته دل
راه عشق
اخشراش
نیلوفرانه
چمرانامه
مزینانی
فرشته
روح الله
شارح
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
سايت شهيد چمران
:: طراح قالب::


سوابق کاری و تحصیلی مهدی امیرزاده
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل





Powered by WebGozar

http://oshaqolmahdi.blogfa.com/ طنين

کانون فرهنگي المهدي عليه السلام

  RSS  
پرشين وبلاگ

Persian Websites Directory

 

 

تمامي حقوق مادي و معنوي اين مجموعه متعلق به وبلاگ شهيد دکتر مصطفي چمران مي باشد و استفاده از مطالب در جهت معرفي چهره درخشان شهيد دکتر چمران بلامانع است

HTTP://BAZCHAMRAN(DOT)BLOGFA(DOT)COM