تبليغاتX
شهید دکتر مصطفی چمران
ارتباط با نويسنده گالري تصاوير در کلام ديگران زندگي نامه دستنوشته ها يادداشتهاي نويسنده
  نقاشيها اسناد کتابها صوت و فيلم  

 

 

 

نقاشیهاو اسنادشهید دکتر چمران

نقاشی دکتر چمران

گالری نقاشیها و اسناد مربوط به دکتر چمران به مطالب وبلاگ اضافه شد

یا به بالای صفحه مراجعه نمایید و یا

اینجا را کلیک نمایید

لينک


تو جاذبه ای داری که می توانی مرا تا مومن بودن همراهی کنی

زندگی تو در ضربان نبض جسمت نبود همانطور که مرگ تو در گرفتگی رگی از قلب یا از کار افتادن سلولی از مغز نبود . هستی تو آنقدر در ایمان و اعتقادت در آمیخت که مرزهای هولناک ترس و دلبستگی را ویران ساخت و به مرگ نگاهی تازه افکند .

 شاید حرمت احساسی با شکوه در ذهن مردمی ترسو بشکند و یا طرحی نو در ذهنی همیشه در رکود ، رسوب کند. غیر ممکن نیست اگر پایبندی به زمین و هر آنچه در آن است اندیشیدن بی پروا را از یاد آدمی ببرد. بی شک جسمی زیبا اما خفته در خاک خواهد پوسید و صدا در حنجره ای در دام تردید خواهد شکست . اما تو که حریم آدمیت را به خوبی پاس داشتی و دوست داشتن را هر روز تکرار کردی این شایدها و بایدها را در برابر خود تسلیم نمودی .

سرود شورانگیز بندگی در متن موسیقی ناب حظور در محضرخداوند چنان از نهاد تو برآمد که دیگر مرگ نتوانست با دلیلی بی ارزش تو را به خویش فرا خواند. شعور تو ، تو را به جایی رساند که شهامت افکارت هر احساس با شکوهی را با شکوه تر ساخت و شور انسان بودن هر طرح نویی را به معجزه ای برای ادامه حیات دیگران تبدیل کرد . تو ثابت کردی که می توان در گذر فصول تاریخ زنده ماند و نپوسید .  

تو از مرگ نهراسیدی اما از پایمال شدن غرور و آزادگی ات در زیر چکمه های استبداد ترسیدی .

تو ترسیده بودی از اینکه اندیشه هایت که همیشه زمزمه ای از خدا را در پس خود داشت در قانون ننگ آور بی تفاوتی از یادت برود .

فیزیک میگوید جاذبه زمین همه چیز را به سوی خویش می کشد اما مردمانی که آدم بودن را به زنده بودن ترجیح می دهند خود جاذبه می سازند .

آری تو جاذبه ای داری که می توانی مرا تا مومن بودن همراهی کنی.

نویسنده:ترجیحا؟

لينک


خدايا نمی دانم هدفم از زندگی چيست؟ عالم و مافيها مرا راضی نمی کند. مردم را می بينم که به هر سو می دوند، کار می کنند، زحمت میکشند تابه نقطه ای برسند که به آن چشم دوخته اند.

ولی ای خدای بزرگ از چيزهايی که ديگران به دنبال آن می روند بيزارم. اگرچه بيش از ديگران می دوم و کار می کنم، اگرچه استراحت شب و نشاط روز را فدای فعاليت و کار کرده و می کنم ولی نتيجه آن مرا خشنودنمی کند فقط به عنوان وظيفه قدم به پيش می گذارم و در کشمکش حيات شرکت می کنم و در اين راه، انتظار نتيجه ای ندارم!

چمران

خستگی برای من بی معنی شده است، بی خوابی عادی و معمول شده، در زير بار غم و اندوه گويی کوهی استوار شده ام، رنج و عذاب ديگر برايم ناراحت کننده نيست. هر کجا که برسد می خوابم، هر وقت که اقتضا کند می خيزم، هرچه پيش آيد می خورم، چه ساعت های دراز که بر سر ١) بر خاک خفته ام و چه نيمه های شب که مانند ولگردان تا دميدن صبح بر روی تپه ها و جاده های متروک قدم زده ام. )» برکلی « تپه های اطراف چه روزهای درازی را که با گرسنگی به سر آورده ام. درويشم، ولگردم، در وادی انسانيت سرگردانم و شايد از انسانيت خارج شده ام، چون احساس و آرزويی مانند ديگران ندارم......

اوايل ﺑﻬار ١٩٦٠


ادامه مطلب
لينک


مبعث مصطفی
نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت   به غمزه مسئله آموز صدمدرس شد

بعثت حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(ص)بر همه مسلمانان و عاشقان سلسله نور مبارک باد

خداوند مارا از پیروان واقعی نور نازل شده در این روز قرار دهد

لينک


نامه ایی به دکتر چمران

 

خاطره ای شوم ذهن مرا تسخیر کرده و موجی از غم را به دوردست ترین مویرگ های جسمم می فرستد .

تک تک سلول هایم از مرور آن روز از شرم بر خود می لرزند واین روح من است که هردم به درد می آید .

در این میان قلم من که تنها شاهد تورم اندوه در شریان های زندگی ام است مرا به نوشتن وا می دارد

اما برای چه کسی ؟

  دکتر چمران  نام شما را بارها از پدرم شنیده ام نمی دانم کجا و چگونه با شما آشنا شد اما می دانم که چه با شکوه است آن هنگام که حنجره و اندیشه ایی بی ریا با احترام و اعتماد از جوانمردی سخن بگوید .

این راز را برای شما فاش می کنم چرا که نیازمند طبیبی هستم و شما را در نجات خویش توانا می دانم.

خانه ما از مرزهای ایران زمین دوربود اما پدرم که حریم وطن را همانند حریم خانه اش مقدس می پنداشت با شنیدن خبرهجوم دشمن همچون بسیاری از هم نسلانش بر آشفت و ما را به خدا وخود را به سرنوشت سپرد و راهی آینده ای نا معلوم شد ............

ظهر بود و من پس از تقسیم شادی های کودکانه ام با همسالان خود به خانه بازگشتم مردی را در گوشه اتاق دیدم با شکافی در سر، انگشتی قطع شده ، لخته های خون که در بستر زخم های عمیق اش خودنمایی می کرد،

باندهای سفیدی که توان پنهان کردن خون گرمش را نداشت و ریه هایی که پرازخلاقیت دانشمندان سرزمینهای

دور بود و تنها برای او سرفه های خونین را به ارمغان آورده بود اما غرور نجیبش او را همچنان راست قامت نگاه داشته بود . او پدرم بود اما من او را نشناختم و این آغاز ماجرا بود .

با دیدن من لبخندی بر چهره اش آمد که برای چند لحظه تمام آنچه را که بر او گذشته بود از یاد برد به سختی به سوی من آمد ، اما من که او را بیگانه ای خونین می پنداشتم از او ترسیدم و در آغوش مادرم پناه گرفتم .

دکتر چمران این را فقط به شما می گویم ، من از پشت دیوار اشک لرزش زانوان پدرم را دیدم ، قامتی که گلوله های مرگ آور دشمن آن را تکان نداده بود و زانوانی که با صبر در برابر تکه تکه شدن همسنگران بچه سالش لرزش را بر خود حرام کرده بود ، اکنون می لرزد . شاید هرگز به فکرش خطور نمی کرد که روزی برسد که فرزندش او را نشناخته و از او بترسد آری این نیز یکی از ابعاد جنگ بود ، براستی چند مرد دیگر در خانه هایشان شاهد این حادثه بودند .

دکتر چمران سال های نبودن او سال های بزرگ شدن من بود من می توانم بوی خون و مرگ درد آورش را از یاد ببرم اما محو شدن لبخند و نگاه غریبش هرگز از ذهنم محو نمی شود .

پدرم می گفت مردانی چون شما برای زنده ماندن نیازی به اکسیژن هوا ندارند می گفت اکسیژن حیات بخش شما ایمان شماست اکنون ای زنده تر از تمام اطرافیانم نشانه ای از سوی شما کافی است تا بپذیرم نشناختن او گناه من نبود . 

نویسنده:ترجیحا ؟

لينک


 

نزديک به يک سال می گذرد که در آتشی سوزان می سوزم. کمتر شبی به ياد دارم که بدون آب ديده به خواب رفته باشم و آه های آتشين قلب و روح مرا خاکستر نکرده باشد!

خدايا نمی دانم تا کی بايد بسوزم؟ تا چند رنج ببرم؟ در همه حال، همه جا و هميشه تو شاهد بوده ای. عشقی پاک داشتم و آن را به پرستش ذات مقدس تو ارتباط می دادم، ولی عاقبتش به آتشی سوزان مبدل شد که وجودم را خاکستر کرد. احساس میکنم تا ابد خواهم سوخت. شمعی سوزان خواهم بود که از سوزش من شايد بشريت لذت خواهد برد!

خدايا، از تو صبر میخواهم و به سوی تو می آيم. خدايا تو کمکم کن.

اوايل ﺑﻬار ١٩٦٠-امریکا

لينک


آثارو فواید درد و غم در نگاه شهید دکتر چمران

 

فواید وآثاری را که بر درد و غم می توان مترتب نمود :

1-بیداری و به خود آمدن یعنی همان"یقظه"شهیدچمران در ای باره می فرماید:

"درد، دل آدمی را بیدار می کند.روح را صفا می دهد،غرور و خودخواهی را نابود می کند،نخوت و فراموشی را ازبین میبرد،انسان را متوجه وجود خود می کند.انسان گاه خودش را فراموش می کند که بدن دارد،فراموش می کند که چقدر ضعیف است،فراموش می کند که مسافرالی الله است که باید کجا برود."

رسول خدا(ص)در این باره می فرمایند:بلای بزرگ با اجر بزرگ پاداش داده می شود و هرگاه خداوندبنده ای  را دوست بدارد،به بلای بزرگ گرفتارش سازد .پس هرکه راضی شود،نزد خدا برای او رضا باشد و هرکه ناراضی باشد برایش غضب."

شهید چمران

2-شهید چمران درباره ی فایده ی دوم درد می فرماید:

    "خدایا! تو را شکر می کنم که باران تهمت و دروغ و ناسزا علیه من سرازیر کردی تا در میان توفان های وحشتناک ظلم و جهل و تهمت غوطه ور شوم و ناله ی حق محو ونابود گردد ودر دامان عمیق و پر شکوه درد،سر به گریبان فطرت خود فرو برم و درد ورنج علی (ع) را تا اعماق روحم احساس کنم."

بنابراین درد وغم لازمه ی بیدار شدن، شستشو دادن فطرت از زنگارها، آلودگی ها، غبارهای غفلت، دنیا زدگی هاو گناهان است.

زمزم عشق

لينک


دستنوشته

من تصميم دارم که از اين به بعد آدم خوبی باشم، دست از گناهان بشويم، قلب خود را يکسره تسليم خدا کنم، از دنيا و مافيها چشم بپوشم. تنها، آری تنها لذت خويش را در آب ديده قرار دهم.

من روزگار کودکی خود را در بزرگواری و شرف و زهد و تقوی سپری کرده ام. من آدم خوبی بوده ام، بايد تصميم بگيرم که مِن بعد نيز خود را عوض کنم.

حوادث روزگار آدمی را پخته می کند و حتی گناهان مانند آتشی آدمی را می سوزاند.

يادداشتهای امريکا - اوايل تابستان ١٩٥٩


ادامه مطلب
لينک


جغرافیای شیعه

درباره بعضی از آدم ها نمی شود چیزی گفت و البته تنها می توان شنید و شنید وشنید. آدمهای با اعتبار همین طورند،

یعنی برای گفتن از آنها اعتبار لازم است، تا حرفت خریدار داشته باشد. شهید چمران از همین آدمهاست. درباره اش فقط می توان شنید.

نگارنده این سطور برای خود اعتباری نمی شناسد تا این مروارید بی دلیل را قیمتی بسنجد. شاید تنها هنر ما این بوده که شنیدنیها را کنار هم بچینیم، تا این در یگانه خود بتابد و عظمتش آشکار گردد. و صد البته با این همه بی اعتباری نمی توان از احساس نابی که با شنیدن نام این مرد بزرگ در جان روح ما تجلی می نشیند آسان گذشت و سختی به زبان نیاورد .

چمران برای من و همه آنهایی که با جنوب نسبت دارند ، یک حجت است. یعنی اینکه هیچ افقی دور از دسترس ما نیست . این افق می تواند خانه ای قدیمی باشد درجنوب شهر تهران ، مثل همه خانه های جنوب شهر، و یا نه در یتیم خانه ای در جبل  عامل لبنان.

بین خودمان باشد هر گاه که خواسته ایم علی (ع) را در کوچه پس کوچه های تهران به باور بنشانیم این تنها  وتنها چمران است که صدای زنگ دوچرخه اش از برابر چشمهایم عبور می کند و مرا در حسرت کودکانه کوفه شریک می کند .

اما نه ! انگار روی شانه های چمران این اندوه ابوذر است که در کوچه های بیروت جا بجا می شود، اندوهی به وسعت غر بت شیعیان جهان، به وسعت چاه خانه فاطمه (س) .

خدای من! این آدم جغرافیای شیعه است.

نه، راستش را بخواهید حالا خوب که دقت می کنم میبینم میتوانم از او بنویسم و از او بگویم،این یعنی که اعتبار دارد.

اما کدام اعتبار؟شیعه علی (ع)بودن.همین کافیست!

ابراهیم ترکی

 

لينک


هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند  

                                       آنکه این کار ندانست در انکار بماند

ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر

                                          یادگاری که در این گنبد دوار بماند

 

روح آسمانی

 

خرقه پوشان همگی مست گذشتند و گذشت

                                      قصه ماست که در هر سر بازار بماند

ازجمال تو چنان صورت چین حیران شد

                                      که حدیثش همه جا بر درو دیوار بماند

 

شاعر:؟

تصویر اندازه واقعی درادامه مطلب

 


ادامه مطلب
لينک


لحظات غریب

در زندگی هر انسانی لحظاتی اتفاق می افتد که بسیار عجیب است.در آن هنگام انسان پایش را از حصار محدود و کوچک ماده بیرون می گذارد .

در آن احساس بینهایت زیبایی انسان پی می برد که این دنیا در مقابل روح بزرگ و آسمانی او چقدر کوچک و ناچیز است.

این لحظات از لحاظ مدت شاید کوتاه باشند اما می توانند در مقابل ، حتی فراتر از دیگر لحظات عمر هر انسان به حساب آیند .

چه زیباست زیباترین احساسها   و در این هنگام تورا به یاد آوردن که صحنه پرواز تو از طبیعت کوچک و محدود این دنیا مملو ازاین احساس و ادراک غیر قابل وصف بوده است.

من هرگاه در زندگی ام اینگونه احساسی پیدا کرده ام و به اوج رسیده ام خود را به تو نزدیک تر احساس کرده ام و مقایسه ای که بین این حس زیبایی خود و انسانهای دیگر و آن احساس شکوه تو و آن پرواز بی نهایت تو می کنم .

ناخودآگاه تورا تقدیس می کنم که در مقابل تمام این زیباییها تو با چه فاصله ای بالاتر و فراتر هستی

تورا تقدیس می کنم که چه زیبا به اوج رسیده ای و با نگاه کردن به بی کرانهای عشق تورا میبینم و به تو افتخار میکنم آنگاه که در خود نمی گنجم.

من بخاطر تو این وبلاگ را راه اندازی نمودم و سعی دارم تا ذره ای از آن احساس بی نهایت را که از با تو بودن به آن رسیده ام به نمایش بگذارم و به دیگران هم انتقال دهم تا آنها را هم در این شکوه فراتر از ماده شریک نمایم.

اما احساس می کنم که هر چه کردم جز ظاهری و نمایشی کم اثر چیز دیگری نبود .

آنها که در خستگیهای کشنده دنیا خود را رها می پندارند، اگر تو را بشناسند و با تو پرواز درآیند!!

از خدایم می خواهم که به این کارهای کوچک وسعت و نورعطا فرماید و ما را در رسیدن به ادراک بینهایت و پروانه شدن و سوختن  هدایت فرماید.

 

لينک


خدايا تو را شکر مي کنم که حسين را آفريدي
خدايا تو را شکر مي کنم که مرا آنچنان در عشق خود غرق کردي که بدون ترس و بيم به درياي مرگ فرو روم و در راه تو از همه چيز بگذرم ، و آن قدر به من طاقت دادي که کوههاي فشار را بر گرده ضعيف خود تحمل کنم و آنقدر توانايم کردي که طوفانهاي سهمگين را بر سينه اي بپذيرم و آنقدر بي نيازم کردي که دنيا به دشمني ام برخاست و از زمين و آسمان دشمني و کينه و عداوت مي باريد ولي در من تأثيري نمي کرد .

خدايا تو را شکر مي کنم که حسين را آفريدي .

اي خداي حسين تو را شکر مي کنم که راه پرافتخار شهادت را در جلوي پاي روندگان حق و حقيقت گذاشتي .

اي حسين ، اي شهيد بزرگ ، آمده ام تا با تو راز و نياز کنم ، دل پر درد خود را به سوي تو بگشايم از انقلابيون دروغين گريخته ام ـ از تجار ماده پرست که به اسلحه انقلاب مسلح شده اند بيزارم ، از کساني که با خون شهيدان تجارت مي کنند متنفرم ـ از ماکياول صفتاني که به هيچ ارزش انساني پايبند نيستند و همه چيز مردم را حيات و هستي و شرف خلق را ، و حتي نام مقدس انقلاب را فداي مصالح شخصي و اغراض پست مادي خود مي کنند گريزانم .

اي حسين ، دلم گرفته و روحم پژمرده ، در ميان طوفان حوادث که همچون پرکاه ما را به اين طرف و آن طرف مي کشاند ، مأيوس و دردمند ، فقط بر حسب وظيفه به مبارزه ادامه مي دهم ، و گاهگاهي آنقدر زير فشار روحي کوفته مي شوم که براي فرار از درد و غم دست به دامان شهادت مي زنم تا از ميان اين گرداب وحشتناکي که همه را و انقلاب را فرو گرفته است لااقل گليم انساني خود را بيرون بکشم و اين عالم دون و اين مدعيان دروغين را ترک کنم و با دامني پاک و کفني خونين به لقاء پروردگار نائل آيم

اي حسين مقدس ، روزگار درازي بود که هر انقلابي را مقدس مي شمردم و نام او را با ياد تو توأم مي کردم و قلب خود را مي گشودم و انقلابيون را و او را در قلب خود جاي مي دادم و به عشق تو او را دوست مي داشتم و به قداست تو او را مقدس مي شمردم و در راه کمک به او از هيچ فداکاري حتي بذل حيات و هستي خود دريغ نمي کردم

اما تجربه ، درس بزرگ و تلخي به من داد ـ که اسلحه و کشتار و انقلاب و حتي شهادت به خودي خود نبايد مورد احترام و تقديس قرار گيرد ، بلکه آنچه مهم است انسانيت ، فداکاري در راه آرمان انسانها ، غلبه بر خودخواهي و غرور و مصالح پست مادي و ايمان به ارزشهاي الهي است . مقاومت فلسطين براي ما به صورت بت درآمده بود و بي چون و چرا آن را مي پذيرفتيم و مي پرستيديم و راهش را کارش را و توجيهاتش را قبول مي کرديم . اما دريافتيم که بيش از هر چيز انسانيت و ارزشهاي انساني و خدايي ارزش دارد ـ و هيچ چيز نمي تواند جاي آن را بگيرد ، بايد انسان ساخت ، بايد هدف را بر اساس سلسله ارزشها معين نمود و معيار سنجش را فقط و فقط بر مبناي انسانيت و ارزشهاي خدايي قرار داد .

اي حسين ، امروز نيز تو را تقديس مي کنم ، اما تقديسي عميق تر و پر شورتر که تا اعماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق مي ورزد و تو را مي خواهد و تو را مي جويد .

اي حسين ، دردمندم ، دل شکسته ام ، و احساس مي کنم که جز تو و راه تو دارويي ديگر تسکين بخش قلب سوزانم نيست

اي حسين ، من براي زنده ماندن تلاش نمي کنم ، از مرگ نمي هراسم ، به شهادت دل بسته ام ، و از همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قدرت انقلاب بازيچه سياستمداران و تجار ماده پرست شده است .

دستنوشته ها-انفجارلبنان

لينک


لحظه های مهربانی

قسم بر لحظه های مهربانی

                                که می بارد زدل نوری نهانی

قسم بر آیه های لذت عشق

                               که خواهشهای دل کرد آسمانی

من امشب مست و مجنون وخرابم

                                 بیا و کن از این پس مهربانی

زرنگ خستگیها دل بریدم

                                   بده رنگی که باشد آسمانی

بده رنگی که دل مجنون خرامد

                               به جام می کن اکنون دلستانی

مهدی

لينک


دکتر چمران

چمران عزيز با عقيده پاک خالص غير وابسته به دستجات و گروههاي سياسي و عقيده به هدف بزرگ الهي جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم کرد . او در حيات با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد . او با سرافرازي زيست و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد .

هنر آن است که بي هياهوي سياسي و خودنمايي هاي شيطاني براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف کند نه هوي و اين هنر مردان خداست .

او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت روانش شاد و يادش به خير .

و اما ما مي توانيم چنين هنري داشته باشيم ؟ با خداست که دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند

فرازی ازپيام امام خميني رهبر انقلاب اسلامي به مناسبت شهادت دکتر مصطفي چمران

تصویر با اندازه واقعی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
لينک


تحلیل درد و غم از نگاه شهید دکتر چمران(2)

 

آن چیزی که عیارعاشق را بالا می برد،دارا بودن دردورنج است که ناخالصی ها رااز او دور می کند،تا جایی که جز عشق از او نمی تراود، پس اگر چیزی غیر از عشق  در وجود او باشد،در همین دنیا رسوا می شود ، چه برسد به آن دنیا. لذا می فرماید:

         "در این سه نعمت(یعنی سه چیزی که غم ودرد به من می دهد)تو را شکر می کنم،نمی توانم بر این نعمت ها تو را شکر کنم، ولی به خود جرات می دهم که از تو بخواهم که این اکسیر مقدس را تباه نکنی"

 تحلیل درد و غم از نگاه شهید دکتر چمران(2)

امام صادق (ع) می فرماید:

    "و لو حجب الحزن عن قلوب العارفین ساعه لاستغاثوا"

     "اگر یک لحظه حزن رااز قلب عارفان بگیری،فریادشان بلند می شود."

مرا دردی است اندر دل که درمانش نمی خواهم

                                     گرفتار همین باشم که پایانش نمی خواهم

                                                          ***

آری شهید چمران به همین  دلیل حاضرنیست که به هیچ وجه از این درد فارغ شود،لذا می فرماید:

"خدایا من نمی توانم این نعمت را شکر کنم، ولی می توانم به خودم جرات بدهم از تو بخواهم که این درد وغم را از من نگیری"

در واقع این شهید از مصادیق عارفان در این حدیث شریف است.

شهدا،شخصیت هایی هستند که وقتی شهید می شوند،وجودشان رمزی می شود.آری،شهیدان یک حقیقت پیچیدهای هستند و این به دلیل آن است که نظر به وجه الله می کنند و مستغرق در ذات الهی و غرق در دریای بی انتها می شوند.بر این اساس،دیگر حدی ندارد،لذا قابل تعریف نیستند. این که خداوند می فرماید:

"عند ربهم یرزقون"،عند معانی بسیاری دارد،یعنی شهدا وجودشان رمزی می شود، که حد را می شکند و آن چیزی که حد ندارد،تعریف هم ندارد.

شهید چمران قبل از شهادتش یک وجود رمزی و شخصیتی پیچیده بوده است.بسیاری از افراد قصد کردند راجع به شخصیت ایشان سخن بگویند و مطلب بنویسند،ولی احتیاط نمودند،چون ایشان یک شخصیت رمزی بود که با شهادتش رمز در رمز شد.

با صبا در چمن لاله سخن می گفتم     که شهیدان کی اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم    از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

بنابراین ما باید به ظواهر قصه بپردازیم و نه به بحر موضوع،زیراانسانراجزباشهادت به آن دیارراه نمیدهند .  

منبع:زمزم عشق دکتر اسمائیل منصوری لاریجانی                    

لينک


شتاب ممنوع

وقتی انسان به آخرت فکر می کند و از عذاب و انتقام خداوند به وحشت می افتد ، درحالتی مضطرب و عجولانه سعی می کند که به زندگیش نور ایمان وارد کند و بدیهایش را از بین ببرد و دیگر بدی نکند.

بعد از مدتی که با این فکر و خیال تلاش می کند و سپس بعد از اینکه خود را می سنجد و ارزیابی می کند می بیند که تغییر آنچنانی و درخور توجهی نکرده است و بدیها و سیایی ها به جای خودشان باقی اند.

آنوقت است که یک انسان عاقل به این نتیجه می رسد که پاک شدن و رها شدن از بدیها هم به دست خداست و اوست که هرکه را بخواهد پاک می کند و هدایت می نماید.

یهدی بنوره من یشا و یضل و یشا

لينک


نسیم وصل

بنام خداوند بخشنده مهربان

خداوند دانا و مقتدر و آفریننده تمام زیباییها

نوعی از این زیبایی آنچنان شوری در انسان پدید می آورد که او را سرگشته و پریشان می نماید.

اورا بی قرار و شیدا می سازد و تاریخ را پر از ماجراهایی می کند که همه ازاین چشمه سروده شده اند و ان عشق است.

ما چنین بی قرارعشق می شویم،

و خالق این عشق کسی نیست جز خداوند متعال،پس چگونه این زیباییها را در سرچشمه شان جستجو نکنیم؟!

آن جا که تمام این جلوه های مست کننده از جنس بی نهایت است و مستی در حد کمال.

ای عزیز تو دنبال چیزی هستی که اگر شب و روز هم در فراقش اشک بریزی کا زیادی نکرده ای

قسم به پروردگارت که تو را آفرید و روز الست به تو فرمود :

الست بربکم الاعلی ؟

و تو گفتی  :"بلی" خون گریه کردن هم در این فراق کار زیادی نیست.

نسیم وصل هر لحظه در حال وزیدن است و چه بسیار آنها که آن را احساس

 می کنند ...

مهدی

لينک


خدایا به آسمان بلندت سوگند،به عشق سوگند،به شهادت سوگند،به علی سوگند،به حسین سوگند........

که من عاشق زیباییم و چه زیباست همدرد علی شدن و زجر کشیدن ...

چه زیباست در کنار نخلستانهای بلند در نیمه های شب ،سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای اسمان سخن گفتن ...

و شیعه تمام عیار علی شدن.

شهید دکتر چمران

منبع:زمزم عشق

لينک


سالروز شهادت مصطفی عزیز

روزی که روح ملکوتی اش از زندان تار و سیاه دنیا آزاد شد و به سوی عالم ابدیت که سالها انتظارش را

 می کشید پرواز کرد و به ملا اعلی پیوست.

خداوند را سپاسگزاریم که مارا با روح آسمانی مصطفی عزیز آشنا نمود ،و در این دنیای پر از هیاهو و فریاد و تباهی پنجره ای را از این سمت به سوی حقیقت زیبا و بی نهایت عالم به رویمان گشود.

در پرواز با روح مصطفی با حقایقی آشنا شدم که هرگز آنها را به این وضوح درک نکرده بودم،ودلم به نوری آرام گرفت که بی نظیر بود .

دعا می کنیم که بتوانیم با آرمانهای بزرگ و اهداف الهیمان رفتار و منش خویش را هماهنگ و منطبق سازیم و با ثباتی شایسته و در خور به سوی آن نور بی نهایت پیش رویم و ظواهر فریبنده و متوقف سازنده با لطف خداوند نتوانند مانع این حرکت شوند.

در این روز بزرگ خاضعانه از خداوند متعال می خواهم که موانع موجود را برطرف نماید و ما را در راه بندگی و رسیدن به حقیقت متعالی همچنان یاری و راهنمایی فرمایدو درود بی کرانش را شمامل تمام اولیایش مخصوصا مصطفی عزیز فرماید.

۳۱/۳/۸۸

شهید دکتر چمران

لينک


ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

 

                                          ای بی خبر زلذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

                                         ثبت است بر جریده عالم دوام ما

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است

                                          زان رو سپرده اند به مستی زمام ما

ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست

                                            نان حلال شیخ زآب حرام ما

حافظ

لينک


تحلیل درد و غم در نگاه شهید دکتر چمران

 

"خدایا تو را شکر می کنم که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی"

یکی از مواردی که در نیایشهای شهید چمران زیاد به چشم می خورد بحث"درد و غم"است.یکی از دلایل کوتاه بودن عمر پیامبر اکرم(ص)مولا امیرالمومنین(ع)و سایر ائمه یقینا اجابت این دعا بود که خدایا"مادیگر نمی توانیم درد فراق تو را تحمل کنیم"

میبینیم که شهید دکتر چمران چون در جبهه جنگ در انتظار لحظه های دیدار بود این فراق را بیشتر احساس می کند و لذا ر نج را زیاد در نیایش این عزیز می بینیم:

"خدایا تورا شکر می کنم که غم را آفریدی و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختی و مرا از این نعمت بزرگ توانگر کردی ."

آری بر همه مواهب الهی می توان شکر کرد ،جز درد و غم ،چرا؟

شهید در ادامه می فرماید :"درد و غم از وجودم اکسیری ساخت که جز حقیقت چیزی نجوید ،جز فداکاری راهی برنگزیندو جز عشق چیزی از آن ترشح نکند."

درد و غم وجود انسان را اکسیر می کند و ناخالصی ها را از وجود انسان دور می کند >خاصیت این اکسیر شدن آن است که انسان دیگر چیزی جز حق نمی جوید.

شهید دکتر مصطفی چمران

منبع:زمزم عشق

لينک


عشق

هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد ،تو اورا خراب کردی ;

خدایا !... به هرکه و به هرچه دل بستم ،دلم را شکستی و عشق هرکسی را که به دل گرفتم،قرار ازمن گرفتی....

تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیر و امیدی نداشته باشم تو اینچنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز به تو به چیزی یا به کسی امید نبندم....

خدایا !تو را بر همه این نعمت ها شکر می کنم.

شهید دکتر مصطفی چمران

منبع:زمزم عشق

لينک


60 عکس در یک عکس
قسم بر آیه های لذت عشق       که خواهشهای دل کرد آسمانی

            برای مشاهده تصویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 


ادامه مطلب
لينک


خدا انسان را آفريد تا او را بپرستد ، و در فطرت او جاذبه اي از عشق خود گذاشت ، تا او را به سوي خود بکشاند .

اين عشق خدايي در صادقانه ترين تظاهراتش ، باعث ايثار مي شود ، و ايثار در قله عشق انسان به خدا ، و در شديدترين تجلياتش ، به شهادت مي رسد . در مقام شهادت ، انسان همه هستي خود را خالصانه و عاشقانه قرباني خدا مي کند . و در اوج صعود معراجي خود به ملکوت اعلي به قله اي از عشق و ايثار و فنا مي رسد ، که فوراً و مستقيماً به خدا متصل مي شود ، در خدا نمي بيند ، و جز خدا نمي جويد ، و اين عاليترين درجه تکامل انسانست ، شکوه هستي و عظمت خلقت در مقابل شهيد ، به حالت تواضع و تسليم به خاک مي افتند و فرشتگان آسمان بر او درود مي فرستند و زمان و زمين و حرکت و مبارزه و هدف و پرستش و ايثار از وجود شهيد معني و مفهوم پيدا مي کنند .

شهيد ، وارث همه ايمان ها و عشق ها و ايثارهاي مردان خدا در همه دوره هاست .

شهيد ، عصاره و نتيجه تکامل و اوج مبارزه حق عليه باطل در طول تاريخ است .

شهيد ، سند روشن و قطعي محکوميت و شکست طاغوتها و ابرقدرتها و ديکتاتوريها در همه جهان است

.

منبع:گزيده اي از دست نوشتارهاي شهيد دکتر مصطفي چمران مجموعه جهاد و شهادت

لينک


تقدیم به تو

تقدیم به روح مصطفی عزیز:

 

هدفم شمع شدن نور شدن سوختن است        

                                               دل دیوانه به عشق تو برافروختن است

دل دیوانه چه غم دارد از این رنج و بلا

                                             سختی عشق به از ننگ زراندوختن است

هدفم سوختن است نور برافروختن است

                                            جامه ننگ به ظلمت زدگان دوختن است

 

                                                                                              مهدی 

لينک


اگر پرستش غير از خدا مجاز بود ، علي را مي‌پرستيدم

اگر پرستش غير از خدا مجاز بود ، علي را مي‌پرستيدم .

به خود اجازه نمي‌دهم که براي شناخت علي کلمه‌اي بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او و زندگي پرماجرايش را تجزيه و تحليل کنم .

شناخت علي فقط به قدرت عشق ميسر است و فقط عشق اجازه دارد به حريم علي نزديک شود .

من هم فقط به قلب سوخته‌ي خود اجازه مي‌دهم که از علي سخن بگويد و فقط به حرمت عشق جرأت مي‌کنم به علي نزديک شوم . اگر شعله‌ي عشق او در دلم زبانه نمي‌کشيد ، ابداً به ساحتش جسارت نمي‌کردم و نامش به زبان نمي‌راندم .

منبع:زیباترین سروده هستی


ادامه مطلب
لينک


به مصطفی

مصطفی عزیز

از آنجا که وجودت سراسر نور شده است و به بارگاه عشق راه یافته ای ،

تنها کسانی می توانند با روحت هم پرواز شوند و در آن ادراک بلندت غرق شوند ، که بارقه ای از عشق و اشک در وجودشان می تراود .

اینک با توکل به خداوند متعال سعی داریم که به اندازه وسعمان و قدرت وجودیمان  تو را بشناسیم و بشناسانیم.

از خداوند بزرگ برایمان سعه صدر ،قدرت بیان،درک عمیق و قلمی رسا بخواه.

از خداوند برایمان لیاقت پیوستن به دوستانش را طلب کن.

مصطفی جان ،عشقت وجودمان را تسخیر کرده است،و خدای را سپاسگزاریم از بابت این نعمت بی پایان

 

 

دوستان و خوانندگان عزیز و باوفا و دوست داشتنی وبلاگ شهید چمران،از شما تقاضا داریم که ما را از پیشنهادات و انتقادهای خود بهره مند گردانید تا بتوانیم با ایجاد محیطی بهتر و شایسته تر آسمانی بودن را با روح شهید مصطفی عزیز تجربه کنیم و با روحش هم پرواز شویم.

با سپاس فراوان _مهدی

لينک


پيامي از پاوه به ملت ايران

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت شريف و قهرمان ايران

به نام همه شهداي خونين کفن پاوه ، به نام مجروحين ، و به نام همه رزمندگان از جان گذشته ، از شما هموطنان عزيز ، و از اين همه احساسات پاک و اين همه بزرگواري و اين همه احساس مسئوليت صميمانه تشکر مي کنم .

به هيچ وجه فکر نمي کردم که زنده بمانم و فرياد استغاثه من با اين تشکر قلبي به شما برسد ، در ميان رگبار گلوله ها ، در ميان گرداب دشمنان ، حتي يک لحظه اميد زنده ماندن نداشتم ، ولي قاطعانه تصميم گرفتم که با کمال افتخار به استقبال شهادت بروم ، و به دنيا نشان دهم که سربازان اسلام ، در صحنه مرگ و زندگي چگونه جانبازي مي کنند و چطور با مرگ روبرو مي شوند . از يک معرکه هولناک ، به صحنه دردناک ديگري مي دويدم ، و با توکل مطلق به خدا و قبول آنچه او بر ما مقدر کرده است سعي مي کردم که نيروهاي مومن به انقلاب را متمرکز کنم ، از تشتت آنها جلوگيري نمايم به دوستان مأيوس و دل شکسته ام اميد بدهم ، رسالت مقدس اسلامي را به آنها بازگو کنم ، و تصميم قطعي براي استقبال شجاعانه شهادت را به آنها ابلاغ بنمايم


ادامه مطلب
لينک


گالری تصاویر
سری شماره ۱ عکسها

 برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
لينک


پوچی

آماده ام با دیده ای اشک آلود.قلبی خونین و روحی مایوس تا از روی حقیقتی پرده برگیرم.حقیقتی دردناک و کشنده که تا اعماق استخوانهایم را می سوزاندوآسمان روحم را مکدر می کند و پوچی دنیا را نمایان می سازد.وای به وقتی که انقلابی،از جان گذشته ای سخن از پوچی بگوید و به یاس فلسفی دچار شود!

هستند کسانی که جز به مصالح خود نمی اندیشند و احساس آنها ،از ابعاد حجمشان تجاوز نمی کند و از روی ضعف،شکست،تنبلی و خود خواهی به پوچی می رسند زیرا خودشان پوچند و جز به مصالح خود به چیز دیگری فکر نمی کنند لذا افکارشان نیز دچار پوچی می شود....

امااگر یک انقلابی راستین مایوس گردد،کسی که سراسر حیاتش مبارزه،فداکاری،عشق،شور،سوز،درد،غم،تحمل،حرمان،استمرارو نشاط است دچار پوچی شود،آنگاه فاجعه ای بزرگ رخ داده است .فاجعه ای بزرگ!

ازمجموعه دستنوشته ها درلبنان دسامبر ۱۹۷۵

دانلود مجموعه کامل دستنوشته ها در آمریکا لبنان و ایران به ترتیب تاریخ  دانلود

لينک


دستنوشته

خدايا ، من شمعم ، مي سوزم تا راه را روشن کنم ، فقط از تو مي خواهم تا وجود مرا تباه نکني و اجازه دهي تا آخر بسوزم و خاکستري از وجودم باقي نماند .

خدايا به ميدان مبارزه آمدم ، با دشمناني قوي که دولتهاي بزرگ پشتيبانشان بودند پنجه درافکندم ، در حالي که از ضعف مادي خود آگاهي داشتم ، اما به اسلحه شهادت مجهز شدم و با قدرت و ايمان و عشق به ميدان آمدم ، عظمت روح را بر فرق ماده کوبيدم ، و از جان خود گذشتم تا از قيد و بندهاي مادي آزاد گردم ، و بتوانم با عظمت روح سخن بگويم ، با سوزندگي عشق روشني بخشم ، با برندگي حقيقت به پيش بتازم ، با غرش رعد کلمه حق را بر فرق منافقين و ملحدين بکوبم ، با تازيانه برق ، ظلمت اين شب يلدا را بدرم و شب پره هاي شب را براي هميشه کور کنم ، با اسلحه شهادت به ميدان بيايم تا با ابديت و ازليت به درجه وحدت برسم ، جز خدا چيزي نبينم و جز خدا چيزي نجويم ، و جز خدا چيزي نگويم ، و جز خدا تسليم چيزي نشوم .

mostafa

خدايا ، من دلسوخته ام ، از دنيا وارسته ام ، از همه چيز خود دست شسته ام ، و ديگر از کسي و چيزي بيمي ندارم ، و دليل ندارد که تسليم ظلم و کفر شوم ، و خدا را به طاغوت بفروشم . من مي سوزم تا راه حق را روشن کنم و همه قيود و بندها را بريده ام که آزادانه در معرکه حيات جولان دهم .

خدايا خسته و دل شکسته ام ، مظلوم از ظلم تاريخ ، پژمرده از جهل اجتماع ، ناتوان در مقابل طوفان حوادث ، نااميد در برابر افق مبهم و مجهول ، تنها ، بي کس ، فقير در کوير سوزان زندگي ، محبوس در زندان آهنين حيات ، دل غم زده و دردمندم آرزوي آزادي مي کند ، و روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد ، تا از اين غربتکده سياه ، رداي خود را به وادي عدم بکشاند و از بار هستي برهد ، و در عدم نيستي فقط با خداي خود به وحدت برسد .

اي خداي بزرگ ، تو را شکر مي کنم که راه شهادت را بر من گشودي دريچه اي پرافتخار از اين دنياي خاکي به سوي آسمانها باز کردي ، و لذت بخش ترين اميد حيات را در اختيارم گذاشتي ، و به اميد استخلاص ، تحمل همه دردها و غم ها و شکنجه ها را ميسر کردي

گزيده اي از دست نوشتارهاي شهيد دکتر مصطفي چمران درمجموعه جهاد و شهادت

لينک


کتابخانه موبایل

با توجه به پیشرفت وسایل الکترونیکی از قبیل موبایل و افزایش کارایی آن برای استفاده های گوناگون از قبیل امکان پخش موسیقی؛ نمایش فیلم؛ نصب انواع نرم افزارها  و کتاب های الکترونیکی می توان اوقاتی را که وقتهای مرده نام می گیرند را به طلایی ترین اوقات زندگیمان تبدیل کنیم

گسترش فرهنگ کتابخوانی یکی از راههاییست که می تواند به افزایش سطح افکار و ارتقا نگرش ها نسبت به حیات وزندگی و در نهایت باعث کسب معرفت شود که بالاترین رزق در این عالم هستی است

تعدادی کتاب منتخب را از منابع اینترنتی جمع آوری نموده ام و در اینجا قرار داده ام ؛

 با آرزوی بهره گیری دوستان عزیز از این قسمت

منبع کتابها از وبلاگ دانلود کتابهای رایگان فارسی مخصوص موبایل

 

 برای دانلود کتابها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 


ادامه مطلب
لينک


یادداشتهای علی3

بنام خدا

امشب می خواهم با کسی درد و دل کنم که از همه بیشتر دوستش دارم ،اما گله ای می خواهم از او کنم که دل مرا شکسته است.

ای چمران ، ای مصطفی سلام

من به تو و حرفهایت ایمان و عقیده آوردم که آدم با راز و نیاز کردن با خدا می تواند به خواسته هایش برسد .

عکس من

چه همه تمسخر و بی ادبی بر سر من آمد با دوست داشتن تواما با این همه آزار و اذیت بازهم ادامه دادم و لحظه ای سر باز نزدم .

ای چمران مگر تو نبودی که همیشه یار و یاور فقیران بودی مگر آرزو نداشتی برسی به....

پس چرا دوست ند اری که کسی که عاشقت است ،دل داده ات است هم کمک کنی تا راه تو ادامه پیدا کند.

اما این را هم خوب است بدانی که تا آخرش پایت ایستادم و

اگر اندیشه های تو را ادامه ندهم مرد نیستم .

و از پروردگارم کمک می خواهم

ای مصطفی جان من که پدری ندارم ،چه کسی را دارم که با او درد دل کنم مگر جزشما و حضرت علی (ع) و بعضی وقتها با خدای خودم درد دل با چه کسی کنم؟

یا مصطفی جان التماست می کنم فقط یک نظری به من کنی

پس یا علی منتظرتان هستم.

علی محمدی

کلاس اول راهنمایی ساعت 12 بامداد

لينک


 

شاید پرسیده شود چرا چمران رو انتخاب کردم!جواب اینست که هیچکس مثل او تا به حال آسمانی بودن رو اینگونه زیبا برایم نشان نداده بود
قصه عشق زپروانه بیاموز که این سوخته را جان شد و آواز نیامد


صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

لوگوهاي وبلاگ

 


آرشيو موضوعي
گالری تصاویر

جملات ناب

عقل و دل

کتابهای شهید چمران

صوت و فیلم

Screen saver

متافیزیک

قصه شمع

احساسات لطیف شهید چمران در خصوص دفاع از حیوانات

وصیت نامه شهید چمران

دانلود نرم افزار

موضوعات مختلف

ماجرای عروسی دکتر چمران

عشق زن

خدای علم

چمران از زبان دیگران

کتاب شناسی شهید چمران

دلنامه

زندگينامه شهيد دكتر مصطفي چمران

یادداشتهای علی

معرفی نویسنده وبلاگ

یادداشتهای نویسنده

مهدی موعود

آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

پيوندها
پایگاه شهید مطهری دانشکده تربیت معلم
پایگاه مقاومت بسیج شهید نعمت زاده
پایگاه اطلاع رسانی شهید کربلا
وبلاگ جوانان ایران
دیگر برای تو نیست که مینویسم
سادات شهداي زمين و آسمان
دخترم با تو سخن* می گویم
دنبال خدايى!؟بيا توو
کمترین محب امام زمان عج
نشريه ي فرهنگی* محراب
انجمن اسلامی -اشتهارد
علامه حسن زاده *آملی
سرزمین رویایی ام گوغر
محفل محببین الشهداء
بچه های گردان تخریب
مخزن المعارف والطائف
سنگر سازان بیسنگر
عاشق مشرق زمین
بی شیله پیله باخدا
فرشته ها می گریند
الکترونیک برای همه
وبلاگ یک نویسنده
وبلاگ دکتر چمران
مقاومت فلق
ایرانیان مقیم لبنان
شهر کوچک من
دختران باحجاب
مشق عاشقی
عرفان اسلامی
پرواز تا بیکرانها
قطره های آبی
محبان المهدی
شمیم انتظار
ترویج اسلام
علمدار صبح
جاده خاکی
مرداب خیال
METALLER
پروانه شب
سوخته دل
راه عشق
اخشراش
نیلوفرانه
چمرانامه
مزینانی
فرشته
روح الله
شارح
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
سايت شهيد چمران
:: طراح قالب::


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل





Powered by WebGozar

http://oshaqolmahdi.blogfa.com/ طنين

کانون فرهنگي المهدي عليه السلام

  RSS  
پرشين وبلاگ

Persian Websites Directory

 

 

تمامي حقوق مادي و معنوي اين مجموعه متعلق به وبلاگ شهيد دکتر مصطفي چمران مي باشد و استفاده از مطالب در جهت معرفي چهره درخشان شهيد دکتر چمران بلامانع است

HTTP://BAZCHAMRAN(DOT)BLOGFA(DOT)COM